آه... .
در فلسفه وفا چنين آمده است: دل وقف شكستن است ، بيهوده مرنج...
من نگاهم به تو و تو نگاهت به زمين
باتوام چرا به من نگاه نميکني؟
او من را نه تنها نديد بلکه حس هم نکرد
ناگهان چشمانش مرا ديد
نگاهم کرد ،آره .من را ديد...!
سرش را به حالت دوراني چرخاند
او وانمود کرد که مرا نديده!
او از کنار من رد شد و رفت
پشت سرش را نگاه کردم
حس تنفر،درد،رنج،بغض
نميدانم همه ي اينها باهم بود
وتنها آهي کشيدم...!
شايد اين آه تا آخر عمر همراهش باشد...!


بِسمـ ا... اَلرحمنـ الرحیمـ