سرنوشت 

 

عشق تو برام عزيزه داشتن تو آرزومه

روبه آيينه نشستن تصوير تو روبه رومه

زخمي تنم ميدونم كار سرنوشتمونه

بي تو سر كنم چه جوري چرا هيچ كس نمي دونه

وقتي سرنوشت همينه چاره نيست خودم ميدونم

اين دونستنا چه فايده آخه بي تو نميتونم

همه اين حرفها بهونه اس بي تو سر كنم چه جوري

اشك و دل تنگي صبوريي توام زياده

نگو ميري گل زيباي بهارم

توي دنيا غير تو ياري ندارم

خورشيد از مشرق چشماي تو بيرون ميزنه

صبح فرداي چشاي تو فقط مال منه

ميدونم سفر تو راهه عمر اين سفر كوتاه

برو زود ميام عزيزم عمرمو به پات ميريزم....

 

 

دل دیوونه

 من دیوانه تو دیوانه بیا دیوانگی کنیم کجایی! 

 

چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه ها

آتیشم میزنه هرشب جای خالی توی خونه

دل من هوات ر و داره دیگه طاقت نمیاره

این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره

کی تو را دوست داره قده یه دنیا

کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا

دنبال جای پاهاته روی شنهای قشنگ و خیس دریا

نگو که رفتن تو سهم منه دل من طاقت نداره میشکنه

نگو که باید جدا شیم نگو  قسمت من و تو رفتنه

 

بازیچه

 

از درد بی کسی دارم یواش یواش زار می زنم

از رو تموم قصه ها اسمتو فریاد می زنم

میخوام بگم دوست دارم عاشقتم تا آخرش

رسمش نبود که بی وفا من رو کشتی از اولش

هیچی نخواستم غیر تو و دوست داشتنت همینو بس

فکر نمیکردم که بری من میمونم تو این قفس

رفتی ومن با خاطر عطر تن تو زنده ام

رفتی ولی بدون عزیز حقم نبود که بی توام

تو این غمار بی کسی تنها منم بازیگرش

بازیچه دست تو و بازیچه دست همه .. ... ......

 

 

 

 

 

 

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم؟  از سر کوی تو خود کام به ناکام روم؟ صد دعا گویم و

آزرده به دشنام روم؟  از پی ات آیم و با من نشوی رام روم؟ دور دور از تو من تیره سر انجام

روم نبود زهره که همراه تو یک گام روم کس چرا این همه سنگین دل و بدخو باشد؟ جان من،

این روشی نیست که نیکو باشد .....

محال

میدونم محاله با تو بودنو به تو رسیدن

میدونم که خیلی سخته دیگه خوابتو ندیدن

رفتنت مثل یه کابوس

زندگیم مثل یه خوابه تو کویر آرزو هام تو را داشتن یه سرابه

رفتنی میره یه روزی

من از اول میدونستم کاش نمیشدم خرابت

کاش میشد کاش میتونستم

تو بدون تا  ته جاده یه کسی چشاش به راهه

اونی که مثل یه پاییز تک و تنها بی پناهه